راهی که شتابدهنده آب و آینه میرود ...
گاهی نوشتن، آسان نیست به ویژه که هنوز در پیچ و خمهای راههای باریک و تنگ کوه، سعی میکنی، راهی مطمئن را برای رسیدن به قله پیدا کنی؛ هر لحظه ممکن است دیگر راهی پیدا نشود و یا با لغزش سنگی در زیر پا، چون بازی مار و پله، به نقطهای پایینتر بازگردی. کاش زندگی بازی بود و میشد در کنار همبازیهای همپا، دردهای بازگشت به نقطهای پایینتر از صفر را به خنده و خاطره تبدیل کرد. در دنیای استارتاپی، گاهی خاطرهها شیرین میشوند و گاهی تلخ. تجربه کردهها و موسپید کردهها میدانند که تلخی یک خاطره، عموما نه به دلیل اتفاق ناخوشایند یک رویداد است، بلکه تلخی زمانی حس میشود و بیشتر و بیشتر میشود که هر چه جستجو میکنی، علتهای پنهان نرسیدنها را پیدا نمیکنی. و همین است که گاهی حتی در راه هستی و به ایستگاههای موقت میان راه میرسی اما هنوز خاطره شیرینی نساختهای، چون دلایل رشد واقعی خود را از شانسها، نمیشناسی و هنوز نمیدانی که تصمیم بعدی، چگونه میتواند در مسیر رشد، رو به جلو هدایتت کند.

به قدر عمر فرزندی که امسال، کنکوری شناخته میشود، عضوی رسمی از زیستبوم آموزش و پرورش این کشور، شناخته میشوم و با احتساب حداقل سالهایی که پیش از آن روی موضوع توان حل مسئلههای کودکان کار میکردم، بیش از 2 دهه است که در هوای امید به تحول بنیادین این وزارتخانه نفس میکشم. سال 1387 که سال نوآوری و شکوفایی نامگذاری شده بود، در ذیل سند تحول بنیادین وزارت آموزش و پرورش، سندی به نام سند نظام خلاقیت و نوآوری وزارت آموزش و پرورش نوشته شد. این سند ما حصل تلاش واحد مشاوره وزیر در امور خلاقیت و نوآوری بود که مسئولیت این واحد به من سپرده شده بود. در دوره ابتدایی شروع به کار معاونت علمی و فناوری ریاستجمهوری که هنوز زیستبوم اقتصاد دانشبنیان راهاندازی نشده بود، این سند، اولین سند رسمی یک وزارتخانه بعد از وزارت علوم بود که نقشه راه اولیهای را برای تغییر حکمرانی وزارت آموزش و پرورش برای بهرهگیری از کسب و کارهای فناورانه آموزشی پیشنهاد میداد تا این وزارتخانه بتواند هر چه سریعتر، به سوی اجرایی شدن تحول بنیادین پیش برود. شاید گاهی اعداد تقویمی، بزرگی زمان سپری شده را به سان فرزندی که قد میکشد، تجربه میسازد، تجربه میکند و تجربه میاندوزد، نشان نمیدهند. اما وقتی استقلال فرزندی 17 ساله را میبینی، با خود فکر میکنی که اگر سند زیستبوم خلاقیت و نوآوری وزارت آموزش و پرورش در سال 1388 که تحویل شواریعالی آموزش و پرورش شده بود، اجرایی میشد، امروز بعد از تجربههای خود، رشد کرده بود و حتی به استقلال رسیده بود و امروز استارتاپهای فناورانه آموزشی، پر از خاطرههای شیرینی بودند که در شب چلهها، تعریف میکردند و راه را برای استارتاپهای جوانتر، بازتر میکردند.
الان 7 سال است که در قامت موسس یک مدرسه و موسس یک شتابدهنده، سعی دارم در کنار اجزایی باشم که تلاش دارند زیستبوم نوآوری وزارت آموزش و پرورش را فعال کنند. در «آب و آینه»، گاهی مرکز نوآوری میشویم تا ایدههایی آموزشی و تربیتی متولد شوند و در بوته اجرا آزموده شوند. گاهی استارتاپاستودیو میشویم تا استارتاپی برای نیازی از مدرسه، متولد شود. گاهی شتابدهندهای میشویم تا استارتاپی، راهی را در این حیطه سریعتر پیش برود. گاهی نیز عضوی از زیستبومی میشویم که با هم سبد سرمایهگذاری روی استارتاپها را بزرگتر کنیم. اما همه آنها که دست در دست داریم، میدانیم تا طرف تقاضا فعال نشود، طرف عرضه و سرمایهگذاری در آن، رشد نمیکند. آموزش و پرورش، اگر نگوییم که به درها قفل زده است، شاید هنوز خواب است و امیدی به هشیاری آن نیست. معاونت علم و فناوری نیز، یا شاید برنامه منسجمی برای همراه کردن آموزش و پرورش ندارد یا تلاشهایش موفق نبوده است. برنامههای رشد آموزش و پرورش، همچنان بر سنتیترین روشهای خطی مدیریت استوار است، بودجهای که بیاید و حقوق معلمان و معوقات فرهنگیان را تأمین کند و اگر تهماندهای داشته باشد، برای فضا و تجهیزات ضروری صرف شود. در این بودجه، اثری از برنامهای از تغییر حکمرانی بر مدار زیستبوم نوآوری نیست.
راه مدرسه و شتابدهنده آب و آینه را استارتاپی شروع کردیم تا در زیستبوم رشد کنیم و راه را بشناسیم و به دیگران بشناسانیم؛ سهام فروختیم و دوستان را همراه کردیم. در مسیر، بارها و بارها به دنبال مشتری و سرمایهگذار گشتیم. حداقل هر 6 ماه، برای نهادهای مرتبط از ستاد علوم و فناوریهای شناختی و ستاد فناوریهای نرم و توسعه صنایع خلاق، مسیر رشد خود را خوداظهاری کردیم تا شاید اگر حمایتی نیست، راهی را به رویمان بگشایند و از دلایل نرسیدنها بگویند تا خود را اصلاح یا کامل کنیم. به دانش بنیان برکت هم سر زدیم تا شاید گام رشدی را نشان دهند اما دریغ از دستی برای کمک به یادگیری مگر سرمایه خطرپذیر موسسه رزمندگان اسلام در راهاندازی مدرسه در سال 1379 و وام معاونت علمی برای برخی محصولات استارتاپها در سال 1399 که به لطف خدا، طبق قرار، روسفید شدیم. وام راهاندازی شتابدهنده نیز به ما تعلق نگرفت و همیشه این منطق را پیش روی ما باز گذاشت که تعلیم و تربیتی که از اوجب واجبات است، به عنوان یک جهاد برای آنان که از خدا، امکان جهد طلبیدهاند، باز است! در راه با خیلیها هم دوست و همپیمان شدیم. در کنار مجموعههایی مانند 100 استارتاپ، خانه خلاق و نوآوری ستاپ، بنیاد تعلیم و تربیت برهان، و شتابدهنده متیس و خانه خلاق و نوآوری دانادل با برخی از مدارس، همپا شدیم. خوشا به سعادت آنان که این چراغ را روشن نگاه میدارند تا راه باقی بماند ...
هدفی مشترک لازم است که همه استارتاپها را در راه نگاه دارد. ما بر مدار یادگیری نسل 4.0 ایستادهایم. دیگران را هم به این مدار میخوانیم. شاخصی هم لازم است که آمادگی بخش سیاستگذار و حکمرانی را برای گام بعدی نشان دهد؛ شاید زمانی که تنظیمکننده زیستبوم، به این بلوغ رسیده باشد که با تحلیل دادههای زیستبوم، به تنظیمگری اقدام کند؛ شاید روزی که استارتاپهای فناورانه آموزشی، لازم نباشد پشت صفهای بدون حمایت،در انتظار حمایت بمانند، شاید روزی که ...
سارا سلیمینمین
موسس مدرسه و شتابدهنده آب و آینه
عضو هیئتعلمی دانشکده مدیریت، علم و فناوری دانشگاه صنعتی امیرکبیر